انجمن تفریحی و تخصصی هیمورا هیچ شعبه دیگری ندارد!!!
تاريخ : یک شنبه 29 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

 

13453227821 تبریک عید سعید فطر

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت / صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت . . .

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها

بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی

بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک...
دلم برای شب‏ های استجابت دعا تنگ می‏شود؛ برای قرآن به سر گرفتن‏ها و الغوث الغوث گفتن‏ های شب قدر.

دلم برای سحری خوردن‏ ها و افطاری خوردن ‏ها تنگ می‏شود؛ دلم برای ربنا گفتن‏ های موقع افطار و اذان تنگ می‏شود. رمضان رفت و عطر و بوی قرآن را با خودش برد؛ قرآن خواندن‏ هایی که ثواب چند برابر داشت.
ولی خدا را شکر که سربلند از امتحان بیرون آمدیم. صد شکر که به عید رمضان رسیدیم و صد حیف که آن روزها و لحظه‏ ها و دقیقه‏ه ا و ثانیه‏ ها گذشت.
خدایا! آنچه در توانمان بود، انجام دادیم. به فضل و کرمت از ما بپذیر!


موضوعات مرتبط: اخبار، ،
تاريخ : یک شنبه 29 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای
[IMG]
 

کلاغ پر
شب رسيد
مادر و مادربزرگ
محسن و پروانه و ناهيد و من
سار پر
باز پر
هد هد و گنجشک ، کبوتر ، کلاغ ، جغد دل آزار پر
يا به غلط مار پر
شب گذشت
صبح شد
ناگهان
خاک دهان باز کرد:
گفت پر
شهر پر
کوچه پر
سنگ و گل و شيشه پر
باغ هم از ريشه پر
ظهر شد.
مادرم از گوشه ي ويرانه خواند:
عشق پر!
خانه پر!
محسن و پروانه پر... .


موضوعات مرتبط: اخبار، ،
تاريخ : یک شنبه 29 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

وفادار بمان...

نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، نمیخواهم  یادم در قلبت روشن باشد بعد خاموش .
نمیخواهم بگویی که دوستم داری بعد بروی ، نمیخواهم این حرفهای پوچ را برایم بزنی .
بودنت را میخواهم ، این که باشی ، اینکه همیشه مال خودم باشی ، نه اینکه رهگذری باشی و مدتی در قلبم باشی مرا به خودت وابسته کنی و بعد مثل یک بازیچه کهنه رهایم کنی .
گفتم که قلبم مال تو است ، نگفتم که هر کاری دوست داری با آن کن !
گفتم تو مال منی ، نه اینکه همزمان با هر غریبه ای که دوست داری باش . . .
گفتم با وفا باش ، نه اینکه در این دو روز دنیا ، تنها یک روزش را در کنارم باش !
نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، بیا و از آب چشمه دلتنگی هایم بنوش .
تا بفهمی چه حالی ام ، تا بفهمی خیره به چه راهی ام . . .
دائم نگاهم به آمدن تو است ، اینکه مال من باشی و خیالم راحت ، اینکه همیشه خورشید عشق در قلبمان بتابد
نمیخواهم در حسرت داشتنت بمانم ، نمیخواهم آرزوی دست نیافتنی زندگی ام شوی ، غرورت را زیر پا بگذار  تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم ، با من باش تا من تا ابد مال تو باشم ، وفادار باش تا آنقدر بمانم تا بفهمی عشق چیست!
نمیخواهم کسی باشم که لحظه ای به زندگی ات می آید و بعد فراموش میشود ، نمیخواهم کسی باشم که گهگاهی یادش میکنی ، گهگاهی به عکسهایش نگاه میکنی ، گهگاهی به حرفهایش فکر میکنی تا روزی که حتی اسم او را نیز دیگر به یاد نمی آوری .
نمیخواهم امروز عشق تو باشم و فردا هیچ جایی در قلبت نداشته باشم . . .


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : یک شنبه 29 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

چقدر ســـــــــــخته....

  

چقدر سخته

کسی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری

 

 وچقدر

بده که کسی تورو دوست داشته باشه واینو نتونه بهت بگه

چقدر سخته

تو چشای کسی که تمام
عشقت رو ازت دزدید وبجاش یه

زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنی و بجای اینکه

لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوز هم دوسش داری

 
چقدر سخته

دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که

یبار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده

چقدر سخته

تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما

وقتی دیدیش هیچ چیزی بجز سلام نتونی بگی

چقدر سخته

وقتی که پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه

اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوسش داری

چقدر سخته

گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار

خودتو بشکنی و آروم زیر لب بگی

گل من

باغچهء نو مبارک


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : یک شنبه 15 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

ماه رمضان

شرح دعای روزهای ماه مبارک رمضان (روز چهارم)

 

 

نه روزه می گیرم نه کسی دورو برم روزه می گیره. نه اصلا فلسفه ش رو می فهمم . اما از حال و هوای ماه رمضون خوشم میاد. شاید دلیلش این باشه که اداما سعی می کنن که حداقل اون یک ماه که روزه می گیرند ادام خوبی باشند و به همین دلیل برخورد با همه ی اداما خوشایند تره. (البته نزدیک افطار مطمننا این طور نیست چون قند خونشون افتاده و اتومات بداخلاقند.)

به جز اینها سفره ی افطار رو دوست داشتم. تو خونه ما همیشه مامان بود که روزه می گرفت و جالبی اینکه برای همه ی روزه خورها افطاری درست می کرد ( خیلی بی رحم بودیم اینو همین الان که نوشتم فهمیدم). اون حال و هوا رو دوست داشتم.  یک کانالی بود که اسمهای خدا رو می خوند من عاشق ملودی اون بودم. اینکه اصلا روزه هم نبودی می شستی دوره سفره افطاری می خوردی یا نه اصلا می دیدی مامانت به چه خلوص نیتی داره دعا می کنه خیلی لذت بخش بود.

یک نکته بگم از این سوئدی ها که ببینید این ادمها چقدر احترام می ذارند به اعتقادات بقیه. سال اولی که اومده بودیم مامان هم چنان روزه می گرفت بعد از اونجایی که اینجا نزدیک قطبه ساعاتی که ادم چیزی نمی خوره سر به فلک می ذاره کافیه یک ذره فشار خونتون هم پایین باشه همه ی شرایط رو دارید برای غش کردن. خلاصه مامان هم حالش بد شد و ما رفتیم بیمارستان  ؛ من به دکتر گفتم که مامان روزه بوده با یک لبخند رو کرد به مامان و  گفت کاملا می فهمم و می دونم که الان ماه رمضونه ؛ اصلا نگران نباش می تونی روزه ت بگیری فقط چون تو طول روز غذا نمی خوری سعی کن  به قدر کافی شیر ، اب پرتقال و اب بخوری . D

تنها علتی که این پست رو نوشتم و یاد ماه رمضون افتادم این بود که به شدت هوس فرنی زولبیا بامیه و حلیم کردم. فکر کنم شیطون داره یک کاری می کنه دم امتحانی بلندشم یک سر برم استکهلم ها.


موضوعات مرتبط: مذهبی، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای
هزار حرف نگفته

هزار حرف نگفته

 فـصـل امـتـحـانات ...

مــن جـز مـرور رنگ چشـــمــانت ...

و خـط کشـیــدن زیــر دلتنگــی هــایم ...

هــیــچ درســـی نـدارم....

 

هزار حرف نگفته

 

هر چه بیشتر میخواهمت دورتر میشوی،

   بر گرد قول میدهم دیگر دوستت نداشته باشم!!!

 

هزار حرف نگفته

 

ای کاش انسانها همانقدر که از ارتفاع میترسیدند از پستی هم

میترسیدند ...!

 

هزار حرف نگفته

 

میگفت پایِ رفتن ندارم ..راست میگفت با سر رفت .. !

 

هزار حرف نگفته

 

غمگـیـــن تــریـن جــای ِ خــاطــره ،اونجــاییـه کــه کــم کــم احســاس میکنــی

چهـــرهَ ش هــــم داره از یــــــادت میـــرِه !!!

  

هزار حرف نگفته

 

همــه چــی داشــت خــوب پیــش مـــی رفــت ...

کــه یهـــو بــه خــودمــون اومــدیــم دیدیـــم بـــــزرگ شـدیــــم !

 

 

هزار حرف نگفته

 

قرارمان ايــــــن نبود،

چتر مان دو تا شودوقتي باران در انحناي روزهاي

پاييزيمان تند تند مي بارد ...

 

هزار حرف نگفته
 

 

بسیاری از «من هم دوستت دارم» ها

نتیجه رودربایستی ای هستند که «دوستت دارم» ها ایجاد می کنند ،

شما جدی نگیرید ...

 

هزار حرف نگفته

 

فاحشه را خدا فاحشه نکرد ...!

آنان که در شهر٬ نان قسمت میکنند

 او را لنگِ تکه نانی گذاشته اند ..

.تا هر زمان که لنگِ هم آغوشی ماندند٬

 او را به نانی بخرند ...

 

 

 

 

تنـهایی . . .

 صــدای آکـاردئـونی ست . . .

 کـه هـیـچ وقـت نمی فـهممـ

ـاز کــجای خیـابـان می آید . . .

 

 

هزار حرف نگفته

 

 مـُـسـآفـر کناری ام که پـیـاده شـد

پـنـجـره ای گـیـرم آمـدبـاقـے مـسـیـر را گـریـسـتـم . . . .

 

 

هزار حرف نگفته

 

 

اهـل پـنـهـان کـاری نـیـسـتـــم ..!

اعـتـرافــ مـی کـنـــم : ..زمـــــــانــــــی دل یـــکــی را ســوزانـــده ام !!

حــالا .

.یـــــکـــــی..

یـــــکــــــی ..

یـــــــــکــــــی ..

دلــــم را مــی ســوزانـــنـــــد !!

 

 

هزار حرف نگفته

 

 شمرده بودم ..

 پنج سیگار ..

 تا خانه ﮯ او راه بود ...

 حالا دیگر ، کوچه ب کوچه ..

 سیگار پشت سیگار ..

میگردم و نمــﮯ رسم...

 

هزار حرف نگفته

 

 خاطرات خیلی عجیبند

 گاهی اوقات می خندیم 

 به روزهای که گریه می کردیم

  گاهی گریه می کنیم

  به یاد روزهایی که می خندیدیم......!

 

هزار حرف نگفته

 

 وقتی هستی

 معنی زندگی را شاید کودکان گل فروش سرچهارراه ها درک کنند

 و وقتی نیستی ...

 پیرمرد سیگار فروش کنارِ خیابان

من هم بینِ گل و سیگار ... تنها ... مانده‌ام 

 

هزار حرف نگفته

 

 درختان به من آموختند:

 که پایبندی هرکس به اندازه ی ریشه های اوست....

 به هر درختی نمی توان تکیه کرد !! 

 

هزار حرف نگفته

 

 نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !

 نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .

 دست ِ قاضـــــــــی داد !

 نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .

 به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !

 کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !

نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . .

   به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !  

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

متولدین هرماه و<a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=poem" title="اشعار و مطالب عاشقانه">عشق</a>

متولدين فروردين ماه :
به سوي من بيا
تا تو را حس كنم
و دنيا خواهد ديد
داستان عشقي سوزان را
كه شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقي گويي در دنياي شواليه ها و پرنسس ها سر مي كند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

.......


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

انـــــــتـــــــخـــــــــاب

 

 

انـــــــــــتـــــــــــخــــــــــــابــــــــــــــــ

 

 


درگیر رویای تو ام ، منو دوباره خواب کن


دنیا اگه تنهام گذاشت تو منو انتخاب کن


 دلت از آرزوی من ، انگار بی خبر نبود


حتی تو تصمیمای من ، چشمات بی اثر نبود


خواستم بهت چیزی نگم ، تا با چشام خواهش کنم


درا رو بستم روت تا ، احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی ، انگار غرور من شکست


اگه دلت می خواد بری ، اصرار من بی فایده است

 

 

 

 

هرکاری می کنه دلم ، تا بغضمو پنهون کنه


چی می تونه فکر تو رو ، از سر من بیرون کنه؟


یا داغ رو دلم بزار ، یا که از عشقت کم نکن


تمام تو سهم منه ، به کم قانعم نکن


خواستم بهت چیزی نگم ، تا با چشام خواهش کنم


درا رو بستم روت تا ، احساس آرامش کنم


باور نمی کنم ولی ، انگار غرور من شکست


اگه دلت می خواد بری ، اصرار من بی فایده است

انـــــــتـــــــخـــــــــاب

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

پسرها آرزو می کنند که <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=women" title="بخش زنان">دختر</a>ها این ده چیز را بدانند!                    

1- پسرها غیب گو نیستند به آنها واضح و روشن بگویید چه می خواهید.
2-
پسرها عروسک خیمه شب بازی شما نیستند ؛ حسادت آنها را مقابل دوستان تان تحریک نکنید.
3-
بدترین چیز برای پسرها این است که ببینند دخترها معتاد به سیگارند.
4-
پسرها عاشق دخترهایی هستند که ورزشکارند و به اندام شان توجه می کنند.
5-
دخترانی که نمی توانند به حققیت گوش کنند پس سئوالی نپرسند!
6-
از پسرها انتظار نداشته باشید که هر چه در فیلم های رمانتیک و عاشقانه می بینید را برای شما تکرار کنند.
7-
پسری که عاشق شماست ، دوست دارد تنها کسی باشد که با او حرف می زنید.
8-
پسرها معمولا مهربانند و دوست دارند برای خوشحال کردن شما تلاش کنند. بهتر است این را بدانید.
9-
پسرها هرکاری می کنند تا توجه دختری که دوستش دارند را به خود جذب کنند.
10-
پسرها از مشاهده آشپزی دخترها به وجد می آیند!!

     


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

رفتنت ممكن شد...

من گمان كردم رفتنت ممكن نیست


رفتنت ممكن شد...


باورش
ممكن نیست

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

می نویسم بدون تو ...  

می نویسم بدون تو
بدون حضور تو
با دلی تنها
با هزار آه
با نگاهی بغض آلود به این فاصله
به این شب ها به این کاغذ های باطله
کاغذ هایی برای کشیدن لطافت نگات
برای بیان مخمل رنگ چشمات
بدون تو
این واژه دلتنگی چه معنای دلگیری دارد
چه وسعتی ... چه رنگ شبگیری دارد
بدون تو
سوگی دارد فضای اتاقم
و از با تو بودن خیال می بافم
اشک تمدید می شود در نگاهم
بدون تو آه بدون تو ...
حسرت چه جولانی میدهد برای لحظه دیدار
جسمم چگونه میجوشد در این سوی دیوار
مثل یک بیمار
گذر کند این زمان طعنه تلخی است انگار
بدون تو  قصه نیست
حال امشب و هر شب من است
بدون تو
لحظه های با تو بدون مثل نام قشنگ تو
پرستو وار از خاطره آرامشم کوچ می کند
بدون تو آه که زمان با من انگار گل یا پوچ می کند
بدون تو حال من اما ...
پشت یک واژه آه
من تا همیشه تنها
ساده و کودکانه گریه میکنم

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391
نويسنده : وحید اسکای

یه حس خوب ...      

    یه حـسه خـــوب چـقـدر خـوبـه . . .

    یـکـی بـاشـه

    یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه

    سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش آرومـت کـنـه

    هـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه

    عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه

    چـقـدر خـوبـه ...

    چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه غـصـه نـخـوری هـا ...

    یه حـسه خـــوب چـقـدر خـوبـه ...

 


موضوعات مرتبط: عاشقانه، ،
آخرين مطالب